<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت 5 مهر - سالروز شکست حصر آبادان</title>
	<atom:link href="http://5mehr.ir/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://5mehr.ir</link>
	<description>عملیات غرور آفرین ثامن الائمه</description>
	<lastBuildDate>Tue, 27 Sep 2011 07:32:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>عقیلی: شکست حصر آبادان استراتژی جنگ را تغییر داد</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/98</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/98#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 07:32:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=98</guid>
		<description><![CDATA[یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس گفت: شکست حصر آبادان استراتژی جنگ و نگاه دشمن به توان نظامی ایران را تغییر داد. عبدالمجید عقیلی امروز در گفت‌وگو با فارس در آبادان اظهار داشت: متاسفانه آبادان در محور ۲۷۰ درجه‌ای محاصره شده و شکست این محاصره یکی از دغدغه‌های همه رزمندگان در جبهه‌های مختلف جنگ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس گفت: شکست حصر آبادان استراتژی جنگ و نگاه دشمن به توان نظامی ایران را تغییر داد.<br />
عبدالمجید عقیلی امروز در گفت‌وگو با فارس در آبادان اظهار داشت: متاسفانه آبادان در محور ۲۷۰ درجه‌ای محاصره شده و شکست این محاصره یکی از دغدغه‌های همه رزمندگان در جبهه‌های مختلف جنگ بود.<span id="more-98"></span>وی ادامه داد: تحقق فرمایشات امام راحل(ره) مبنی بر شکست حصر آبادان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های رزمندگان در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بود.<br />
این رزمنده هشت سال دفاع مقدس افزود:‌ فضای سیاسی پس از خردادماه سال ۶۰ و خروج لیبرال‌ها و جریان بنی‌صدر وضعیت جنگ را حساس‌تر از گذشته کرده بود.<br />
وی ادامه داد: باتوجه به اینکه پس از عزل بنی‌صدر امام راحل(ره) به‌طور مستقیم فرماندهی جنگ را بر عهده گرفته بود شکست حصر آبادان اهمیت ویژه‌ای داشت.<br />
عقیلی تصریح کرد: با فرماندهی جنگ توسط امام راحل(ره) بارقه امید در جبهه‌های جنگ درخشید و شاه‌کلید این امید شکست حصر آبادان بود.<br />
وی در ادامه گفت: این عملیات باتوجه به اینکه یکی از نخستین عملیات‌هایی بود که در آن با قاطعیت به پیروزی می‌رسیدیم و یک نقطه استراتژیک را از محاصره خارج کردیم انعکاس مثبتی در رسانه‌ها داشت.<br />
این رزمنده هشت سال دفاع مقدس اضافه کرد: متاسفانه در زمان محاصره آبادان دشمن استفاده تبلیغاتی و سیاسی از این موضوع می‌کرد که با رهبری هوشمندانه امام موفق به شکست حصر آبادان شدیم.<br />
وی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس افزود: پیروزی عملیات ثامن‌الائمه باعث تحرک شدیدی در جبهه‌ها شد و این موضوع باتوجه به اینکه عملیات‌های طرح‌ریزی شده در دوران بنی‌صدر با شکست مواجه می‌شد، این تحرک را شدت می‌بخشید.<br />
عقیلی خاطرنشان کرد: پیروزی عملیات ثامن‌الائمه و شکست حصر آبادان از یک سو نگاه دشمن را به توان نظامی نیروهای کشور را تغییر داد و از سوی دیگر باعث شد رزمندگان هشت سال دفاع مقدس توانمندی‌های خود را باور کنند.<br />
وی تصریح کرد: ایجاد وحدت و همدلی میان رزمندگان نشان داد که رزمندگان توانایی طرح‌ریزی و اجرای عملیات موفقیت‌آمیز دیگر را نیز دارا هستند.<br />
این رزمنده هشت سال دفاع مقدس اضافه کرد: نخستین عملیات بازپس‌گیری در هشت سال دفاع مقدس عملیات ثامن‌الائمه بود که سرمنشا عملیات موفق دیگر در دوران دفاع مقدس شد.<br />
وی گفت: امیدوارم راه شهدا و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را ادامه دهیم و در راستای پاسداشت ارزش‌ها و آرمان‌های شهدا تلاش مضاعف کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/98/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازدید هنرمندان از مناطق عملیاتی آبادان/ خاطره‌گویی راوی کتاب «دا»</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/95</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/95#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 07:29:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=95</guid>
		<description><![CDATA[جمعی از نویسندگان و هنرمندان سینما و تلویزیون با حضور در مناطق عملیاتی آبادان و گلزار شهدای این شهر، نسبت به مقام شامخ شهدای دفاع مقدس ادای احترام کردند . به گزارش فارس به آبادان، عصر روز گذشته جمعی از نویسندگان و هنرمندان سینما و تلویزیون با حضور در مناطق عملیاتی آبادان و گلزار شهدای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">جمعی از نویسندگان و هنرمندان سینما و تلویزیون با حضور در مناطق عملیاتی آبادان و گلزار شهدای این شهر، نسبت به مقام شامخ شهدای دفاع مقدس ادای احترام کردند .<br />
به گزارش فارس به آبادان، عصر روز گذشته جمعی از نویسندگان و هنرمندان سینما و تلویزیون با حضور در مناطق عملیاتی آبادان و گلزار شهدای این شهر نسبت به مقام شامخ شهدای دفاع مقدس ادای احترام کردند.<br />
<span id="more-95"></span>در این برنامه که به همت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس (بنیاد فرهنگی روایت) و پالایشگاه آبادان ترتیب داده شده، هنرمندان و نویسندگان در منطقه عملیاتی «مدن» و محل اسارت شهید تندگویان حضور پیدا کردند و روای این برنامه درباره عملیات‌های صورت گرفته در این منطقه توضیحاتی داد.</p>
<p>به گفته راوی در این منطقه که مشرف به جاده آبادان- بهمنشیر است، اولین شکست رسمی عراق در اوایل جنگ صورت گرفته است.</p>
<p>منطقه بعدی مود بازدید پل ذوالفقاری بود که بر روی رودخانه بهمنشیر احداث شده است. منطقه ذوالفقاری از جمله مناطقی است که در اوایل جنگ به شدت مورد هجوم نیروهای بعثی قرار گرفت ولی با مقاومت جانانه مردم در این منطقه روبرو شد.</p>
<p>گلزار شهدای آبادان آخرین مقصد از نویسندگان و هنرمندان سینما و تلویزیون بود که در آن مزار شهدای هشت سال دفاع مقدس از جمله شهیده مریم فرهانیان، سیدعبدالرضا موسوی (فرمانده سپاه خرمشهر) و اولین شهید روحانی جنگ محمدحسین شریف قنوتی زیارت شد.</p>
<p>در کنار مزار شهید جنگ محمدحسین شریف قنوتی «سیده زهرا حسینی» راوی کتاب «دا» به بیان خاطراتی درباره این شهید جلیل القدر پرداخت و گفت: این شهید ازجمله روحانیونی بود که همراه مردم آبادان به دفاع از شهر پرداخت و بعد از این که اسیر شد به دلیل خودداری از توهین به امام خمینی (ره) سرش بریده شد.</p>
<p>در گلزار شهدای آبادان بیان این خاطرات باعث جاری شدن اشک‌های هنرمندان و نویسندگان حاضر شد؛ به گونه‌‌ای که «رویا تیموریان» و «گوهر خیراندیش» اشک‌های‌شان سرازیر شده بود.</p>
<p>همچنین نویسندگان و هنرمندان سینما و تلویزیون در انتها بر سر مزار شهدای سینما رکس آبادان حاضر شدند که در این میان احمد نجفی با ذکر خاطراتی در این زمینه روایت روای برنامه را می‌کرد.</p>
<p>حببب احمدزاده، نادر طالب‌زاده، گلعلی بابایی، سیده زهرا حسینی «راوی کتاب دا»، حمید فرخ‌نژاد، گوهر خیراندیش، مسعود رایگان، رویا تیموریان، بهروز افخمی، کوروش سلیمانی، سعید صادقی و‌ هدایت‌الله بهبودی از جمله نویسندگان و هنرمندانی هستند که به منظور گرامیداشت سی‌امین سالگرد حماسه شکست حصر آبادان به این شهر سفر کرده‌اند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/95/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لاریجانی:مـشکلات شهر آبادان باید با روحیه جهادی رفع شود</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/92</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/92#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 07:10:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=92</guid>
		<description><![CDATA[رییس مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که امروز شکستن مشکلات شهر آبادان پاسخ کوچکی است در مقابل مجاهدت مردم آبادان در شکستن حصر آبادان در دفاع مقدس، گفت:مجلس شورای اسلامی احترام تام نسبت به این مجاهدت‌ها و فداکاری‌ها داشته و از مسئولان اجرایی می‌خواهد تا مشکلات شهر آبادان را با روحیه جهادی رفع کنند. به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">رییس مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که امروز شکستن مشکلات شهر آبادان پاسخ کوچکی است در مقابل مجاهدت مردم آبادان در شکستن حصر آبادان در دفاع مقدس، گفت:مجلس شورای اسلامی احترام تام نسبت به این مجاهدت‌ها و فداکاری‌ها داشته و از مسئولان اجرایی می‌خواهد تا مشکلات شهر آبادان را با روحیه جهادی رفع کنند.<br />
<span id="more-92"></span>به گزارش ایسنا ، دکتر علی لاریجانی امروز (سه‌شنبه) در سخنان خود در صحن علنی مجلس با تبریک به مناسبت سالروز شکست حصر آبادان به ملت و به خصوص رزمندگان و خانواده شهدا و ایثارگران، اظهار کرد: کلام نافذ امام (قدس سره) در شکستن حصر آبادان با حضور نیروهای بسیجی و مومن در جبهه‌ها و مدیریت کشور همراه بود و مجاهدان حزب‌اللهی تدبیر رهبری را با کمترین هزینه محقق کردند.</p>
<p>وی خاطرنشان کرد: عملیات ثامن‌الائمه که اولین عملیات مشترک سپاه و ارتش در دفاع مقدس بود، چنان برق‌آسا و شیرین صورت گرفت که عملا کلید فتوحات بعدی در جنگ محسوب می‌گردد.</p>
<p>رییس مجلس شورای اسلامی یادآور شد: با اخراج بنی‌صدر که عامل تفرقه در ملت بود، از فرماندهی کل قوا و مدیریت کل کشور و دستور امام (قدس سره)‌ در شکستن حصر آبادان که در نوع خود کمتر سابقه داشت، فضای وحدت نه تنها در جبهه‌ها بلکه در کل کشور ظهور یافت و اولین میوه این وحدت، درشکستن حصر آبادان بود.</p>
<p>لاریجانی با بیان این‌که این روش آغازی بود برای آزادی خرمشهر و پیروزی‌های بعدی، اظهار داشت: یاد امام جمعه فقید آبادان آیت‌الله جمی را گرامی می‌داریم که انصافا استقامت ایشان در شهر درس‌آموز بود و ادای احترام داریم نسبت به مقاومت مردم عزیز آبادان، مقاومت آن‌ها بود که دشمن را مایوس نمود. صدام تصور می‌کرد که با گرفتن خرمشهر آن را سرپلی برای فتح آبادان قرار می‌دهد تا از این طریق سیطره بر جنوب پیدا کند؛ اما مقاومت در آبادان ضربه جدی به روحیه دشمن وارد کرد.</p>
<p>وی ادامه داد: مجلس شورای اسلامی احترام تام نسبت به این مجاهدت‌ها و فداکاری‌ها داشته، وظیفه همه قوا می‌داند که مشکلات امروز شهر آبادان را به صورت ویژه یعنی به همان روشی که مقاومت آبادان در جنگ استثنایی بود، رفع نماید.</p>
<p>لاریجانی گفت: امروز شکستن مشکلات شهر آبادان پاسخ کوچکی در مقابل مجاهدت مردم آبادان در شکستن حصر آبادان در دفاع مقدس است.</p>
<p>رییس مجلس از مسئولین اجرایی کشور خواست تا تلاش نمایند مشکلات آب، اشتغال جوانان و سایر مسائل در آبادان را با روحیه‌ی جهادی رفع کنند و گفت: قطعا مجلس نیز در این زمینه حمایت‌های مورد نیاز را انجام خواهد داد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/92/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عملیات ثامن الائمه؛ آغاز شکست راهبرد نظامی عراق</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/90</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/90#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 07:08:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=90</guid>
		<description><![CDATA[از منظر بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت ایران که جانشینی فرماندهی کل قوا در نیروهای مسلح نیز به او واگذار شده بود و همفکرانش، امکان مقابله همزمان با تجاوز عراق در دو جبهه آبادان و دزفول وجود نداشت و از نظر آنها به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی دزفول از یک سو و وجود پایگاه هوایی وحدتی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">از منظر بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت ایران که جانشینی فرماندهی کل قوا در نیروهای مسلح نیز به او واگذار شده بود و همفکرانش، امکان مقابله همزمان با تجاوز عراق در دو جبهه آبادان و دزفول وجود نداشت و از نظر آنها به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی دزفول از یک سو و وجود پایگاه هوایی<span id="more-90"></span> وحدتی از سوی دیگر در این شهر، حفظ آن بر حفاظت آبادان اولویت می‌یافت و این به موضوعی مناقشه برانگیز تبدیل شده بود که در یک طرف آنان بنی‌صدر و طرفدارانش بودند و طرف دیگر آن، غیورمردانی از مقامات سیاسی، ارتشیان دلاور و سپاهیان و بسیجیان جان برکف که تحمل تجاوز و اشغال حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی را نداشتند.</p>
<p>داغ سقوط نیمی از شهر خرمشهر، آن هم پس از ۳۴ روز مقاومت شورانگیز و حماسی همچنان بر دل‌ نیروهای دلاور ایرانی تازه بود و لذا پذیرش چنین تفکر ذلت‌باری حتی با توجیهات ظاهراً مصلحت‌آمیز نظامی غیرممکن می‌نمود.</p>
<p>این بار نیز مانند همیشه حضرت امام(ره) بن‌بست را شکسته و به اختلافات پایان داد و فرمان راهبردی ایشان مبنی بر شکست حصر آبادان بدین شرح صادر شد: «باید این حصر شکسته شود و به این فکر نباشند که اگر اینها آمدند،‌ بیرونشان می‌کنیم. اگر اینها آمدند، ‌خسارت بر ما وارد می‌کنند. نگذارند اینها در آبادان وارد شوند. از خرمشهر بیرون کنند و حالت تهاجم بگیرند.»۱</p>
<p>با صدور این فرمان راهبردی و تاریخی شور و هیجان و اعتماد به نفس زایدالوصفی در بین فرماندهان و نیروهای جان برکف ارتش، سپاه و بسیج ایجاد و همة امکانات و توانایی‌های موجود برای محقق ساختن این فرمان بسیج شد.</p>
<p>علی صدیق‌زاده، امیر سرتیپ دوم بازنشسته از فرماندهان عملیات شکست حصر آبادان می‌گوید: «این فرمان، جوانان پر شور و انقلابی را به جبهه‌ها کشاند و آبادان مرکز توجه فرماندهان عالی قرارگرفت؛ در نتیجه به فرماندهی ستاد عالی ابلاغ شد تا ستاد لشکر ۷۷ در ماهشهر مستقر شود و ستاد عملیات اروند را که از ابتدای جنگ به فرماندهی ژاندارمری تأسیس شده بود، تحویل بگیرد. در نیمة اسفند ۵۹ این امر محقق شد و در ۲۸ اسفند که من رئیس رکن سوم لشکر بودم، ستاد اروند را تحویل و مسئولیت اداره جنگ از دارخوین تا دهانه فاو را برعهده گرفتیم.»</p>
<p>باید به این نکته توجه داشت که به دلیل ناآرامی‌هایی که در ماه‌های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی در مناطق گنبد و سپس کردستان روی داد، بعضی از یکان‌های لشکر ۷۷ برای ایجاد آرامش به این مناطق اعزام شده بودند، اما قبل از ایجاد امنیت کامل در برخی مناطق از جمله کردستان، جنگ تحمیلی آغاز و در نتیجه واحدهای دیگری از این لشکر برای دفاع از کشور اسلامی‌مان رهسپار مناطق جنگی در جبهه‌های غرب و جنوب کشور شدند.</p>
<p>صدیق‌زاده در تشریح اوضاع آن زمان نقل می‌کند: ‌«من به عنوان اولین فرمانده تیپ این لشکر عازم جبهه‌های غرب شدم و قبل از رسیدن تیپ ما به منطقه، گردان ۱۱۰ به فرماندهی سرگرد «هبرانی»‌ مأمور شد در سرپل ذهاب مستقر شود و پس از استقرار یک تیپ و گردان ۱۴۸ لشکر ۷۷ در این منطقه، گردان ۱۱۰ مأموریت تازه‌ای یافت و عازم خوزستان شد.</p>
<p>آن روزها، دشمن قصرشیرین را تصرف کرده بود و در محور قصرشیرین – سرپل ذهاب در حرکت بود و گشت رزمی آنها تا نزدیکی‌های گردنه «پاتاق» رسیده بود که گردان ۱۱۰ جلوی پیشروی آنها را سد کرد و عراقی‌ها هم مجبور به عقب‌نشینی تا ارتفاعات «قلاویز» شدند. در چنین شرایطی تمام نیروهای لشکر ۷۷ خراسان در غرب کشور مستقر شده بود، اما ستاد لشکر هنوز در مشهد مستقر بود.»</p>
<p>این فرمانده عملیات شکست حصر آبادان چگونگی طراحی و اجرای عملیات ثامن‌الائمه را این‌گونه تشریح می‌کند: بررسی‌های انجام شده در قالب سه راهکار و با اولویت جلوگیری از پیشروی دشمن، تثبیت و انهدام آن در شرق کارون تهیه و به فرمانده لشکر ارائه شد که عملیات ثامن‌الائمه پایه‌ریزی شد.</p>
<p>دشمن در آن هنگام قصد حمله مجدد از محور «مارد – ذوالفقاریه» به آبادان را داشت که گردان ۱۴۴ لشکر ۲۱ حمزه به فرماندهی سروان شاهین‌راد مأمور جلوگیری از نفوذ دشمن شد.</p>
<p>برای مرحله دوم طرح تثبیت دشمن، تک‌های محدود در دستور کار قرار گرفت. قرار شد نیروها براساس توان خود در محدوده محل استقرار، حمله‌های کوچکی با حمایت، هدایت و طرح لشکر انجام دهند (سردار رحیم صفوی آن زمان مسئولیت نیروهای بسیج و سپاه را در جنوب برعهده داشت.) اولین حمله از سوی گردان ۱۴۸ به فرماندهی سرهنگ اسلوبی و با حمایت یک دسته تانک و هوانیروز به میدان تیر و تپه مدن انجام گرفت که این تپه از تصرف عراقی‌ها خارج شد. تک محدود دیگر در منطقه سلیمانیه اجرا شد.</p>
<p>از سوی دیگر واحدهای سبک سپاه و بسیج نجف‌آباد با حمایت گردان تانک لشکر ۷۷ و گردان ۱۰۷ ژاندارمری در محور دارخوین &#8211; سلیمانیه، تک محدود دیگری را اجرا و عرصه  را بر دشمن تنگ کردند. در چنین شرایطی و با آزادسازی واحدهای لشکر ۷۷ خراسان از سایر جبهه‌ها و الحاق مجدد آنها به لشکر، بررسی طرح انهدام دشمن در شرق کارون در اواخر خرداد ۱۳۶۰ آغاز شد.</p>
<p>برابر شناسایی‌های انجام گرفته، لشکر سه زرهی عراق در مقابل ما در شرق کارون مستقر شده بود و استعداد نیروهای ما عبارت بود از لشکر ۷۷ خراسان و گروه رزمی ۳۷ زرهی شیراز جایگزین گردان ۱۰۷ لشکر ۷۷ شده بود که در غرب کشور مستقر بود.</p>
<p>با توجه به اینکه ما با واحدهای پیاده قصد حمله به واحد زرهی دشمن را داشتیم، دو گردان تانک از لشکرهای ۹۲ و ۱۶ زرهی و ۱۰ گردان پیاده سبک از سپاه به نیروهای ما ملحق شدند و بر این اساس تمهیدات لازم اعم از نیروی انسانی، توپخانه، مخابرات، مهندسی، لجستیگی برای حمله اندیشیده شد.</p>
<p>عصر چهارم مهرماه، ۶۰ فرماندهان لشکر ۷۷ و دیگر واحدها و فرماندهان وقت سپاه (سرداران رحیم صفوی و کلاهدوز) در قرارگاه تاکتیکی شادگان (فرماندهی لشکر ۷۷) حضور یافتند و زمان حمله تعیین و با غافلگیری کامل دشمن، عملیات در نیمه شب آغاز شد ‌و این درحالی بود که دشمن در روزهای ۳۰ و ۳۱ شهریور منتظر حمله از سوی نیروهای ایرانی بود و از این جهت، آماده‌باشی را که در این روزها برقرار کرده بود لغو و نیروهایش را به مرخصی فرستاده بود.</p>
<p>در چنین شرایطی نیروهای ما یک ساعت پس از آغاز عملیات خود را به سنگرهای دشمن رساندند و تیپ سه لشکر ۷۷ در محور دارخوین، اولین واحدی بود که به دشمن رسید. اولین هدف نیروهای ما انهدام پل‌هایی بود که دشمن با فاصلة حدود دو کیلومتری بر روی کارون احداث کرده بود، تا با مسدود کردن راه کمک رسانی به آنها امکان فرار نیز از دشمن سلب شود.</p>
<p>پل قسوه هدف تیپ ۳ و پل حفار هدف تیپ ۲ بود که این دو تیپ جناحی عمل می‌کردند و یک تیپ دیگر به صورت جبهه‌ای از روبه‌روی دشمن عمل می‌کرد که تیپ ۱ لشکر ۷۷ خراسان بود و مأموریت آن انهدام نیروها و امکانات احتیاط دشمن و باز کردن جاده‌هایی بود که دشمن مسدود کرده بود. یک عملیات هماهنگ و بسیار مطلوب طراحی شده بود و موفقیت آن در گرو پشتیبانی آتش دقیق و هماهنگ شده توپخانه بود.</p>
<p>برای این منظور از مدت‌ها قبل با عکسبرداری‌های هوایی مراکز تجمع نیروها، توپخانه و دیگر امکانات دشمن ثبت شده بود که این امر باعث شد در شب حمله با اجرای آتش‌های دقیق ضد آتش از فعالیت مؤثر توپخانه دشمن ممانعت به عمل آید و در عین حال با پشتیبانی بسیار مؤثر توپخانه خودی امکان اجرای مأموریت رزمندگان ایرانی فراهم شد و از آنجا که نیروهای آفند کننده نیروهای پیاده‌ای بودند که به نیروهای زرهی دشمن حمله کرده بودند، برای جبران کمبود تانک از هوانیروز برای شکار تانک دشمن استفاده شد.</p>
<p>نیروی هوایی نیز در پشتیبانی از نیروهای تک‌ور خودی، مواضع و بویژه توپخانه‌های دشمن را به شدت بمباران کرد؛ به‌طور کلی می‌توان گفت که در این عملیات، طرحی آکادمیک با استفاده از تخصص و توکل به خداوند تهیه و اجرا شد و در نتیجه آن صدماتی به دشمن وارد شد که بی‌سابقه بود.</p>
<p>سرانجام عملیات با موفقیت کامل انجام شد و شرق کارون به تصرف نیروهای اسلام در آمد. در این عملیات صدمات سنگینی به ارتش عراق وارد آمد که از جمله آنها به هلاکت رسیدن ۳۰۰۰ تن از نیروهای متجاوز بعثی و اسارت ۷۶۱ نفر از آنان بود که در غافلگیری کامل و با لباس زیر دستگیر شدند، صدام پس از این شکست هفت نفر از فرماندهان خود را تیرباران کرد.</p>
<p>یک روز پس از پایان یافتن عملیات (شامگاه هفتم مهرماه) تعدادی از فرماندهان ارتش و سپاه که با استفاده از تخصص، تجربه و نبوغ خود،‌ مراحل مختلف عملیات را به اجرا درآورده بودند؛ درحالی که سرافرازانه با یک فروند هواپیمای سی – ۱۳۰ عازم تهران بودند تا خبر فتح و پیروزی رزمندگان اسلام را به محضر فرماندهی کل قوا حضرت امام خمینی(ره) برسانند،‌ هواپیمای حامل آنان در نزدیکی تهران دچار سانحه شد و به شهادت رسیدند. از جمله این فرماندهان، سرلشکر شهید ولی‌اله فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش؛ سرتیپ شهید سیدموسی نامجوی، وزیر دفاع؛ سرتیپ شهید جواد فکوری، فرمانده نیروی هوایی؛ پاسدار شهید یوسف کلاهدوز، قائم‌مقام سپاه پاسداران و محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر بودند.<br />
یاد و خاطره تمامی رزمندگان شرکت کننده در این عملیات و بویژه شهدای گرانقدر آن را گرامی می‌داریم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/90/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهید نصرالله افراسیابی &#8211; غیورمرد لشکر اسلام</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/85</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/85#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 07:43:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=85</guid>
		<description><![CDATA[نصرالله در سال ۱۳۴۲ در شهر آبادان دیده به جهان هستی گشود؛ گل خوشبویی که خداوند به خانواده‌ی افراسیابی هدیه داد و خانواده با سعی و تلاش بسیار او را آن‌گونه که شایسته‌ی فرد مسلمان است، تربیت نمودند. سال‌ها گذشت. با آغاز جنگ آن‌ها از آبادان به گچساران مهاجرت کردند و نصرالله تحصیلاتش را تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">نصرالله در سال ۱۳۴۲ در شهر آبادان دیده به جهان هستی گشود؛ گل خوشبویی که خداوند به خانواده‌ی افراسیابی هدیه داد و خانواده با سعی و تلاش بسیار او را آن‌گونه که شایسته‌ی فرد مسلمان است، تربیت نمودند.<br />
<span id="more-85"></span>سال‌ها گذشت. با آغاز جنگ آن‌ها از آبادان به گچساران مهاجرت کردند و نصرالله تحصیلاتش را تا سوم راهنمایی پشت سر گذاشت ولی او دلش پر می‌کشید برای دفاع از خاک کشور؛ لذا همراه غیورمردان لشکر اسلام از طریق بسیج به مناطق جنگی اعزام گشت.<br />
افراسیابی دلاورانه در جبهه جنگید و سرانجام در تاریخ ۳۰/۱۲/۱۳۶۶ در سنّ ۲۴ سالگی در منطقه دوقلو به آرزوی دیرینه‌اش دست یافت و شهید راه حق گشت و در گلزار شهدای گچساران آرام گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تولد :۱۳۴۲<br />
نام پدر :فرج<br />
تاریخ شهادت : ۳۰/۱۲/۱۳۶۶<br />
محل تولد :خوزستان /آبادان /-<br />
طول مدت حیات :۲۴<br />
محل شهادت :دوقلو<br />
مزار شهید :گلزار شهدای گچساران</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/85/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهید حسین اسلامی نسب &#8211; رزمنده جبهه‌های آبادان و جزیره‌ مینو</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/82</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/82#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 07:40:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=82</guid>
		<description><![CDATA[حسین اسلامی نسب در شهر بندری «آبادان» در خانواده‌ای متوسط و لامردی الاصل دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان مهرگان، دوره ی راهنمایی را در مدرسه‌ی جهان نو و دوره متوسطه را در دبیرستان رازی آبادان سپری کرد. در روزهای سرنوشت ساز پیروزی انقلاب در مساجد آبادان به فعالیت های انقلابی اشتغال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">حسین اسلامی نسب در شهر بندری «آبادان» در خانواده‌ای متوسط و لامردی الاصل دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان مهرگان، دوره ی راهنمایی را در مدرسه‌ی جهان نو و دوره متوسطه را در دبیرستان رازی آبادان سپری کرد. در روزهای سرنوشت ساز پیروزی انقلاب در مساجد آبادان به فعالیت های انقلابی اشتغال داشت.<br />
<span id="more-82"></span>پس از پیروزی انقلاب و در آغاز جنگ تحمیلی، دوره‌ی سربازی را به پایان رساند و برای دفاع از کشور به یاری جان بر کفان سپاه پاسداران شتافت. وی با وسیله‌ی نقلیه‌ی خود رزمندگان را در جبهه‌های آبادان و جزیره‌ی مینو یاری می‌داد. سرانجام در اولین ماه های جنگ در تاریخ ۳/۷/۱۳۵۹ در جاده‌ی اهواز _ خرمشهر شربت شهادت نوشید و به دیار حق شتافت.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تولد :<br />
نام پدر :عباس<br />
تاریخ شهادت : ۳/۷/۱۳۵۹<br />
محل تولد :خوزستان /آبادان<br />
طول مدت حیات :<br />
محل شهادت :جاده اهواز &#8211; خرمشهر<br />
مزار شهید :</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/82/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهید علی رضا اسلامی نژاد – با پلاکی و استخوانی به زادگاهش بازگشت</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/79</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/79#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 07:35:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=79</guid>
		<description><![CDATA[علی‌رضا در تاریخ ۱/۱۲/۱۳۴۸ در شهر «آبادان» و در خانواده‌ای مهاجر که از لامرد آمده بودند دیده به جهان گشود. کودکی را در کلبه‌ای کارگری گذراند و تحصیلاتش را تا سال دوم راهنمایی ادامه داد. تعطیلات تابستان، در بازار روز آبادان، دست فروشی می‌کرد. پس از ترک تحصیل، همراه پدرش به بنایی پرداخت و بدین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">علی‌رضا در تاریخ ۱/۱۲/۱۳۴۸ در شهر «آبادان» و در خانواده‌ای مهاجر که از لامرد آمده بودند دیده به جهان گشود. کودکی را در کلبه‌ای کارگری گذراند و تحصیلاتش را تا سال دوم راهنمایی ادامه داد.<br />
<span id="more-79"></span>تعطیلات تابستان، در بازار روز آبادان، دست فروشی می‌کرد. پس از ترک تحصیل، همراه پدرش به بنایی پرداخت و بدین طریق طعم تلخ فقر و ناداری را چشید. هنگامی که آذرخش انقلاب، قلب سیاه استبداد را شکافت، باغ آرزوهایش شکوفه داد، لیکن هنوز چند صباحی از شادی‌هایش نگذشته بود که جبهه‌ی استکبار، هجوم ناجوانمردانه‌ای را به پیکره‌ی انقلاب آغاز کرد سبکبال و رویین تن در عملیات بدر به دشمن یورش برد، تا آخرین نفس جنگید و سرانجام در در تاریخ ۲۱/۱۲/۱۳۶۳ بر اثر بمباران دشمن در شرق دجله در سن ۱۵ سالگی به شهادت رسید.<br />
پانزده سال بعد، در تابوتی سبک، به زادگاهش بازگشت، با پلاکی و استخوانی، همه‌اش نثار راه دوست شد.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تولد :۱/۱۲/۱۳۴۸<br />
نام پدر :محمد<br />
تاریخ شهادت : ۲۱/۱۲/۱۳۶۳<br />
محل تولد :خوزستان /آبادان /-<br />
طول مدت حیات :۱۵<br />
محل شهادت :شرق دجله<br />
مزار شهید :</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/79/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگینامه شهید محمدامین اسدی &#8211; شهدای جهادسازندگی آبادان</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/77</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/77#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 07:32:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=77</guid>
		<description><![CDATA[همه جا بوی تو می‌دهد؛ بوی تویی که مرا با دنیایی خاطره تنها گذاشتی و رفتی تا در ضیافتی الهی شرکت کنی. راستی هیچ از خود پرسیده‌ای من با این همه خاطره‌ی تو چه بکنم؟ لحظه‌ی تولّدت شوق را در وجودم می‌نشاند، فرزند اول خانواده بودی. سال ۱۳۳۷ متولّد شدی. نامت را &#8221; محمدامین &#8221; [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همه جا بوی تو می‌دهد؛ بوی تویی که مرا با دنیایی خاطره تنها گذاشتی و رفتی تا در ضیافتی الهی شرکت کنی. راستی هیچ از خود پرسیده‌ای من با این همه خاطره‌ی تو چه بکنم؟ لحظه‌ی تولّدت شوق را در وجودم می‌نشاند، فرزند اول خانواده بودی.<br />
<span id="more-77"></span>سال ۱۳۳۷ متولّد شدی. نامت را &#8221; محمدامین &#8221; گذاشتیم؛ محمدامینی که بعدها شد مرد حماسه‌ساز جبهه‌ها؛ استعدادت در یادگیری قرآن خیلی خوب بود. می‌نشستی کنار پدرت و می‌گفتی قرآن یادت بدهد. همین کارهایت باعث شد از چهار سالگی به مکتب‌خانه بفرستیمت تا قرآن یاد بگیری. علاقه‌ات به درس خواندن زیاد بود آن‌قدر که در شش سالگی وارد مدرسه شدی در حالی‌که بچه‌های دیگر در هفت سالگی کلاس اول را شروع می‌کردند. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی‌ات را با موفقیت پشت‌سر گذاشتی و وارد دبیرستان ابن‌سینا شدی تا رشته‌ی ریاضی را دنبال کنی. دیپلم‌ات را که گرفتی، یکی از دوستانت برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا عزیمت کرد تو هم با تمام وجود سعی در متقاعد کردن ما و رفتنت به آمریکا کردی. تلاشت نتیجه داد. گاهی که برایت پول می‌فرستادیم، اصرار می‌کردی که نفرستیم. می‌گفتی: « شما خود عیالوارید و خرج دارید. شما بیشتر از من به این پول نیاز دارید؛‌ من این‌جا می‌توانم با کار کردن در کنار درس‌هایم خرج خود را درآورم. »<br />
چهار سال درس خواندی اما تا صدای انقلاب مردم را شنیدی، بازگشتی و در کنارشان ماندی. وقتی آمدی، ایران بهت گفتیم برگرد، ما حتی خانه را می‌فروشیم تا تو بتوانی ادامه‌ی تحصیل بدهی. اما تو محکم گفتی: « نه دیگر آن زمان گذشت که پول ایران را به خارج ببرم. » پس از چند ماه در کنکور رشته‌ی برق شرکت کردی و قرار شد تخصصت را بگیری اما وقتی مدارک تحصیلی‌ات از آمریکا رسید، دانشگاه‌ها تعطیل شد و اندکی بعد هم جنگ آغاز گشت. با وجود این‌که خیلی‌ها اصرار می‌کردند برگردی، اما تو مردانه در کنار بچه‌های جهاد آبادان ماندی تا با کمک دیگر جوانان از سقوط شهر جلوگیری کنی.با استخدام در جهادسازندگی از تخصص‌ات برای یاری رساندن به روستاییان استفاده کردی. همیشه به حجاب و نماز سفارشمان می‌کردی و برایت تعهّد در انجام مسئولیت‌ها مهم بود.<br />
هنوز هم باور نمی‌کنم نباشی؛ هنوز هم فکر می‌کنم پشت سنگرها ایستاده‌ای و با کمک بقیه‌ی بچه‌های رزمنده سعی در جلوگیری از سقوط شهر دارید. رشادت‌هایت برایم زننده‌اند و پایدار و هیچ‌گاه نخواهم فراموش کرد. گلزار شهدای آبادان در بیست و پنجمین روز از آبان‌ماه سال ۱۳۵۹ جوان ۲۲ ساله‌ای را در آغوش کشید که در آبادان بر اثر اصابت ترکش به وصال حق نایل شد و دعوت خدایش را لبیک گفت.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تولد :۱۳۳۷<br />
نام پدر :عبدالواحد<br />
تاریخ شهادت : ۲۵/۸/۱۳۵۹<br />
محل تولد :خوزستان /آبادان /-<br />
طول مدت حیات :۲۲<br />
محل شهادت :آبادان<br />
مزار شهید :گلزارشهدای آبادان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/77/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگینامه شهید فریدون استادصفار &#8211; شهدای جهادسازندگی آبادان</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/75</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/75#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 07:30:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=75</guid>
		<description><![CDATA[می‌نشینم لب خاکریزها، خاکریزهایی که تا همین چند سال پیش پر از جنب و جوش بودند. چهره‌ی تک‌تک بچه‌ها را به یاد می‌آورم و پررنگ‌ترین چهره مثل همیشه تو هستی. یادش بخیر فریدون. حتماً از میان ابرها نگاهم می‌کنی و برایم دست تکان می‌دهی. حسرت دیدن دوباره‌ات، حسرت تنها رفتنت. دوباره خاطرات حضورت در ذهنم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">می‌نشینم لب خاکریزها، خاکریزهایی که تا همین چند سال پیش پر از جنب و جوش بودند. چهره‌ی تک‌تک بچه‌ها را به یاد می‌آورم و پررنگ‌ترین چهره مثل همیشه تو هستی. یادش بخیر فریدون. حتماً از میان ابرها نگاهم می‌کنی و برایم دست تکان می‌دهی. حسرت دیدن دوباره‌ات، حسرت تنها رفتنت. دوباره خاطرات حضورت در ذهنم مرور می‌شود.<br />
<span id="more-75"></span>سال ۱۳۳۳ در آبادان متولّد شدی. خانواده‌ات مؤمن بودند و معتقد و تو تنها پسر این خانواده‌ی زحمتکش. هر چند تک پسر بودی، اما هیچ وقت مغرور و خودخواه نشدی. تحصیلاتت را در دوره‌ی متوسطه نیمه‌کاره رها کردی و به خدمت سربازی رفتی. دوران خدمتت مصادف شد با انقلاب اسلامی.<br />
یادت هست چه‌طور عکس‌های امام (ره) را ماهرانه در لباست پنهان می‌کردی و به داخل پایگاه می‌بردی و شب‌ها که اوضاع را مساعد می‌دیدی، درِشان می‌آوردی و در منازل و خودروهای افسران و درجه‌داران پایگاه هوایی دزفول می‌انداختی و فرار می‌کردی. پس از پیروزی انقلاب و اتمام خدمت سربازی، موفق شدی ادامه‌ی تحصیل بدهی و دیپلمت را بگیری. جهادسازندگی که تأسیس شد، در این ارگان مشغول خدمت شدی و با حضور عاشقانه در روستاها در سرما و گرما مشغول خدمت‌رسانی به روستاییان شدی.<br />
یک لامپ روشن را که در خانه‌های روستاییان می‌دیدی، احساس شور و شوق تمام وجودت را برمی‌گرفت و تشویق می‌شدی تا هر چه زودتر دیگر روستاییان را نیز از نعمت داشتن برق بهره‌مند کنی. پس از مدت‌ها تلاش به کرج اعزام شدی تا یک دوره‌ی آموزش تخصصی را فرا بگیری. پس از بازگشت، مجدداً به کمک روستاییان شتافتی.<br />
جنگ شروع شد؛ تو تک پسر خانواده‌ی استاصفار بودی و رفتنت مشکل و دل‌کندنت مشکل‌تر. اما مردانه جلوی دلت ایستادی و به جبهه رفتی تا دشمن نتواند حتی یک وجب از خاک کشورت را تصرفت کند. تو حتی با آوردن نوارهای سخنرانی، نشریات مذهبی و کتاب‌های سودمند تلاش می‌کردی تا اعضای خانواده‌ات در جریان اطلاعات روز و تحولات انقلاب قرار گیرند.<br />
همه چیز جلوی چشم‌هایم جان می‌گیرد. پنجمین روز از مهرماه ۱۳۶۰ بود. عملیات ثامن‌الائمه لحظات سرنوشت‌سازش را طی می‌کرد و تو مأموریت حمل مهمات برای رزمندگان اسلام را بر عهده داشتی که آن سعادت برایت پیش آمد و تو در ۲۷ سالگی مورد هدف ترکش خمپاره قرار گرفتی و به دیدار خدا شتافتی و مرا با دنیایی خاطرات تنها گذاشتی تا حسرت تنها ماندن را هر پنج‌شنبه کنار مزارت در دزفول تجربه کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تولد :۱۳۳۳<br />
نام پدر :محمدعلی<br />
تاریخ شهادت : ۵/۷/۱۳۶۰<br />
محل تولد :خوزستان /آبادان /-<br />
طول مدت حیات :۲۷<br />
محل شهادت :<br />
مزار شهید :گلزارشهدای دزفول</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/75/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگینامه شهید محمدرضا اسپرغم &#8211; شهدای جهادسازندگی آبادان</title>
		<link>http://5mehr.ir/archives/73</link>
		<comments>http://5mehr.ir/archives/73#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 07:01:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://5mehr.ir/?p=73</guid>
		<description><![CDATA[با این‌که چند سال از پرکشیدنت می‌گذرد، اما هنوز هم بوی خاک را حس می‌کنم. همیشه فکر می‌کنم تو پشت در ایستاده‌ای تا من در را برایت باز کنم. دوباره بوی خاک می‌آید؛ خاکی که به خون آغشته است. دوباره خاطرات بودنت جان می‌گیرد و مقابل چشمانم به حرکت درمی‌آید. سال ۱۳۲۹ در آبادان چشم‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">با این‌که چند سال از پرکشیدنت می‌گذرد، اما هنوز هم بوی خاک را حس می‌کنم. همیشه فکر می‌کنم تو پشت در ایستاده‌ای تا من در را برایت باز کنم. دوباره بوی خاک می‌آید؛ خاکی که به خون آغشته است. دوباره خاطرات بودنت جان می‌گیرد و مقابل چشمانم به حرکت درمی‌آید.<br />
<span id="more-73"></span>سال ۱۳۲۹ در آبادان چشم‌های کوچکت را برای اولین بار گشودی. نامت شد &#8221; محمدرضا &#8220;. خانواده‌تان مؤمن بودند و معتقد و تو روح بلندت را در میان این خانواده پرورش می‌دادی. تحصیلاتت را تا دبیرستان و اخذ مدرک دیپلم ادامه دادی. در بحبوحه‌ی انقلاب به فعالیت‌های ضد رژیم پرداختی و برای این‌که سطح معلوماتت را در خصوص معارف اسلامی بالا نگه داری، مطالعه و کتاب‌خوانی را جز لاینفک زندگی خود قرار دادی.<br />
انقلاب با دست‌های پرتوانتان پیروز شد و حالا جهادسازندگی همت مردانی را می‌طلبید که عاشقانه بایستند و به کمک روستاییان بشتابند؛ تو مردِ میدان عشق بودی و به عضویت جهادسازندگی درآمدی و در بخش بهداشت و درمان این مرکز مشغول به خدمت شدی. ازدواج که کردی، صاحب ۴ فرزند شدی؛ فرزندانی که قسم خورده بودی با معارف اسلامی آشنایشان کنی تا سرباز وفادار اسلام شوند.<br />
جنگ که شروع شد، در کنار رزمندگان آبادانی به دفاع از شهر پرداختی. بارها پیش آمد که پزشکان را به میانه‌ی میدان نبرد ببری تا از نزدیک و در آن موقعیت به مداوای مجروحین مشغول شوند. دوباره بوی خاک می‌آید؛ دوباره یاد پرواز عاشقانه‌ی تو می‌افتم. دوباره حسرت و حسرت و حسرت.<br />
هفدهمین روز از اسفندماه ۱۳۶۳ بود و تو ۳۴ سال داشتی. عراق، آبادان را مورد حمله‌ی هوایی قرار داد. تو در جهاد بودی و جهاد هم یکی از آن مکان‌هایی که زیر بمباران هوایی بعثی‌ها قد خم کرد. جهاد هم یکی از آن هزاران مکانی بود که مردان خدایی را به معبودشان پیوند می‌داد و تو چه عاشقانه به همراه جمعی از مسئولین جهاد به دیدار خدا شتافتی و پیکرت را به خاک گلزار شهدای بوشهر سپردی تا میعادگاه دلتنگی‌های هر هر روزه‌ی من شود.</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تولد :۱۳۲۹<br />
نام پدر :علی<br />
تاریخ شهادت : ۱۷/۱۲/۱۳۶۳<br />
محل تولد :خوزستان /آبادان /-<br />
طول مدت حیات :۳۴<br />
محل شهادت :آبادان_ جهادسازندگی<br />
مزار شهید :گلزارشهدای بوشهر</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://5mehr.ir/archives/73/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

